
بهرام
Bahram
برگشت سراغ تازیانهای که نامش رویش بود.
بهرام یکی از پسران گودرز است، و داستانی که همه از او نگه داشتهاند کوچکترینشان است. بعد از یک شبیخون میبیند تازیانهاش نیست، و نامش روی دستهاش کنده شده. برمیگردد و تنها به میدان میتازد تا برش دارد، چون نامی که آنجا افتاده باشد چیزی است که دشمن میتواند از آن استفاده کند.
همان بیرون گیر میافتد. شعر بیهیچ اظهارنظری تعریفش میکند، که بدتر است.
در بازی
یکی از نامهای مهرههای شما. سعی کنید تنها جا نگذاریدش.