
منوچهر
Manuchehr
نوهی ایرج، که آنچه از دست رفته بود پس گرفت.
بعد از کشته شدن ایرج، در خانهی او دختری به دنیا آمد. فریدون او را به برادرزادهاش پشنگ داد، و منوچهر پسر آن دو بود. شاه پیر خودش او را بزرگ کرد. تخت زرین و گرز گران به او داد و پهلوانان ایران را دورش جمع کرد.
سلم و تور هدیه فرستادند و پوزش خواستند. فریدون هدیهها را پس فرستاد. منوچهر در میدان جنگ با آن دو روبهرو شد و هیچکدام زنده برنگشتند. بعد فریدون تاج را بر سر او گذاشت، و منوچهر صد و بیست سال شاه ایران بود.
در بازی
سرباز دل. فصل هفتم و آخر داستان بازی، داستان اوست.
در بازی انگشتت را روی کارت نگه دار تا برگردد و بگوید کیست.