
سهراب
Sohrab
پسر رستم، که رفت پدرش را پیدا کند و پیدایش کرد.
سهراب پسری است که رستم نمیدانست دارد. مادرش تهمینه است، و آنطرف مرز در سمنگان بزرگ میشود، میشنود پدرش کیست، و مثل هر پسربچهای تصمیم میگیرد برود پیدایش کند و تخت هر دو کشور را زیر پای او بگذارد.
در رأس سپاهی از توران وارد ایران میشود و سراغ یک نام را میگیرد. هرکسی که میتوانست جوابش را بدهد دلیلی دارد که ندهد. سه بار در میدان روبهروی هم میایستند، و شعر تمام وزنش را میگذارد روی اینکه در هر قدم چقدر نزدیک بود که این اتفاق نیفتد. مشهورترین چیز ادبیات فارسی است، و مشهور است چون هیچکس در آن آدمبد نیست.
در بازی
یکی از نامهایی که مهرههای خودتان میگیرند. بله، میتوانید خودتان بفرستیدش به میدان.