
کاوه
Kaveh
آهنگری که بهاندازهی کافی پسر از دست داده بود، و علنی گفتش.
دربار ضحاک مارهای دوشش را با مغز جوانان سیر میکند، و طوماری هم دم دست دارد که میگوید شاه دادگر است و بزرگان امضایش میکنند. کاوهی آهنگر هفده پسر در این راه داده. احضارش میکنند که امضا کند، و او طومار را جلوی تخت پاره میکند.
بعد بیرون میرود، پیشبند چرمیاش را سر نیزه میزند، و همان میشود درفشی که قیام پشتش جمع میشود. درفش کاویانی در همهی نبردهای بعدی شعر، پیشبند یک کارگر است.
در بازی
یکی از نامهای مهرههای شما. هیچوقت سرباز نبود و همین هم جلویش را نگرفت.