
ارژنگ
Arzhang
اولینشان که بر کسی فرمان میراند.
ارژنگ دیو است، و منزل ششم. چیزی که او را از قبلیها جدا میکند اندازهاش نیست. این است که سپاه دارد، اردو دارد، و مأموریت دارد. فرمانده است، گماشتهاند سر پستش، و لشکری از او حرف میشنود.
تا اینجا راه یعنی چیزهایی که یکییکی جلویت سبز میشوند. ارژنگ همانجایی است که مازندران از یک منظرهی خطرناک درمیآید و میشود یک طرفِ جنگ، با آرایش و نیرو.
در بازی
در بازی هست. معرفیاش را خود خان ششم میکند.