شجرهنامه
خط هاشورِ طلایی یعنی ازدواج. فرزندی که از هر دوِ آنهاست، خطش از همان ازدواج میآید؛ فرزندی که مادرش کس دیگری است، خطش فقط از پدر میآید. هر نامی که چهره دارد در بازی میبینیدش؛ نامِ خاکستری فقط از خانواده است.
خاندان سام
زابل، در شرق. شاه نیستند، و دلیل زنده ماندن شاهان همینهایند.
- نریمانNarimanنامی که خاندان از او شمرده میشود
- زوارهZavarehبرادرش، در هر لشکرکشی کنار او
تاج
شاهان کیانی. دو شاخه، و شعر با هر دو سختگیر است.
- کیقبادKay Qobadنخستین کیانی
سیاوشSiyavashاز آتش گذشت
فرنگیسFarangisدختر افراسیاب، در توران
- لهراسپLohraspتاج به شاخهی او میرسد
- گشتاسپGoshtaspهمانی که تخت را واگذار نکرد
کتایونKatayunدختر قیصر، که او را بیهیچ چیز انتخاب کرد
خاندان گودرز
خاندانی که سپاه را سرِ پا نگه میدارد، و صدتاصدتا تاوانش را میدهد.
- کشوادKashvadبزرگی که نام خاندان از اوست
خاندان نوذر
خونِ شاهی در ستادِ سپاه، با همهی دردسرهایش.
- نوذرNowzarشاهی، و پدرِ سپاهیان
دژ سپید
یک فرماندهیِ مرزی: پدری و دو فرزندش، و نخستین جایی که سهراب به آن میرسد.