
سلم
Salm
پسر بزرگ، شاه روم. فکر آن نامه از او بود.
سلم پسر بزرگ بود، همان که از جلوی اژدها کنار کشید. فریدون این را عیب او ندانست. گفت این مرد دنبال راه سلامت میگردد، و نامش را از همین گرفت. روم و باختر به سلم رسید.
کسی که نتوانست با آن بخش کردن کنار بیاید سلم بود. او بزرگتر بود و تاج به کوچکترین رسیده بود. اول برای تور نوشت، و بعد دوتایی برای پدر نوشتند. ضربه را سلم نزد، اما فکرش از او بود.
در بازی
شاه خاج. در هر بازی، نفر دست چپ حاکم اول در خانهی او مینشیند.
در بازی انگشتت را روی کارت نگه دار تا برگردد و بگوید کیست.